تبليغاتX
پـــــــرواز در قفــس


پـــــــرواز در قفــس

اینجا یه دفترچه ست .. !!

سلام.

۱ماه بیشتره آپ نکردم. شما بذارین به حساب تنبلی. خیلی دلم می خواد آپ کنم اما نه حوصله می کنم نه وقت دارم. تازه بعید می دونم این وبلاگ واسه کسی جالب باشه. اگه خدای نکرده آپ خواستم بکنم اول باید مطمئن شم که همهتون خوشتون میاد، بعدش شما مطمئن بشید که  خبرتون می کنم. به زندگیتون برسین.

شادزی

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 7:37 PM توسط چاشمیج ... سپندار| |

امروز یه فیلم دیدم. یکی از شخصیتای فیلم می تونست فکر آدمای اطرافشو بخونه. تا اینجاش خیلی عجیب نبود، چون یه آدم فضایی بود، اما آخر فیلم این قدرتو به یه آدم زمینی داد و خودش رفت.

اول فکر کردم چقدر خوب میشد اگه منم این قدرتو داشتم، می تونستم فکر اطرافیانمو بخونم. بفهمم در باره من چه فکری می کنن. اما یه کم که فکر کردم دیدم خیلی هم خوب نیست که آدم همچین قدرتی داشته باشه. فکرشو بکن، تو یا باید به طرف مقابلت بگی که می تونی فکرشو بخونی، یا نگی. اگه بگی مخاطبت سختشه که با تو روبرو بشه. چون تو به خصوصی ترین پناهگاهشم دسترسی داری. اینجوری شاید دیگه احساس راحتی نکنه. اما اگه کسی از این ویژگی تو خبر نداشته باشه، اینجا دیگه تویی که باید پاسوز بقیه بشی. شاید اینجوری بتونی دوروبریاتو بهتر بشناسی. بدونی درباره تو چه نظری دارن. اما آیا ظرفیت این همه ظاهرسازیو داری؟ می تونی دووم بیاری؟

حالا فرض کن که یکی بهت پیشنهاد کنه که یه همچین قدرتی رو به تو بده. تو قبول می کنی یا نه؟ خوب فکر کن بعد اگه خواستی جواب بده. 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 4:2 PM توسط چاشمیج ... سپندار| |


Design By : Night Skin